من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نیایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو بستم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
آنه نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سریست خدایی
نظرات شما عزیزان:
ϰ-†нêmê§ |